کارما چیست؟

یک موجود آگاه کارمای عظیمی داره، بسیار بسیار بزرگتر از بقیه، اولین چیز برای فهمیدن اینه که، کارما یه جور آشغال منفی نیست، فقط به خاطره کارما هست که شما کسی هستید که الان وجود دارید، وقتی میگیم کارما، ما داریم درباره ی لایه های زیادی از حافظه صحبت میکنیم که شمارو تبدیل به کسی میکنند که الان هستید.

حافظه تکاملی ای شمارو یک انسان میکنه، تصور کنید بدنتون حافظه تکاملی خودش رو از دست بده، شما ممکنه شروع به چهاردست و پا رفتن بکنید چون شما یک انسانین  نه توسط دانش بلکه توسط مقدار عظیمی از حافظه تکاملی که در هرسلول از بدنتون ذخیره شده که شمارو تبدیل به انسان میکنه.

شما کارما تکاملی رو  میفهمید، همین الان میبینید که قورباقه ها عصر خوشحال هستند ،به هر دلیلی اونها اینجورند، اما فرض کنیم شما کارماتون رو از دست دادید و یه جایی همین اطراف یه زندگی دو زیستانه جایی اطراف یه قورباقه متوقف شدید، بعد از اون حافظه ای که شما داشتید رو از دست میدهید، ناگهان شما ممکنه یه پرنسس بشوید اما شما تبدیل به قورباقه خواهید شد، چون حافظه است که کاملا در هر سلول بدنتون ذخیره شده که به شما یه شکل انسانی و احساس انسان بودن میده، پس کسی که شما هستید، ضرورتا شکل و حالت شما فقط کارماست، چون اون حافظه است و به همین شکل سطح های خیلی مختلفی ازش وجود داره.

یه کارما ﮊنتیکی وجود داره بخاطر اون هستش که شما نوع خاصی از دماغ رو دارید ،نوع خاصی از پوست، جنبه های رفتاری خاص، مقدار مشخصی از  توانایی ها و ناتوانی ها. کارمای ﮊنتیکی اونجاست بعد از اون چیزهای مختلفی از خودتون اونجاست طرز بیانتون، کارما آگاهانه ،الان کارما یه چیز منفی نیست! اگر شما بدونید چطوری میشه ازش استفاده کرد، اما اگر شما به اندازه ی کافی آگاهی از استفاده اون نداشته باشید، اونموقع اون مثل یه نرم افزار کار میکنه، اونجا یه نرم افزاره روی کامپیوتری که استفاده میکنید یا گوشی ای که استفاده میکنید، پس هرجور نرم افزاری که روش نصب بشه هرکاری که شما بخواهید انجام میده، مثلا هر یازده ثانیه بوم، بوم، دوم بکنه، باور کنید بعد از چندماه شما خودتون هر یازده ثانیه شروع به بوم، بوم، دوم، خواهید کرد. بله شما اینکار رو می کنید، اما اون فقط یک نرم افزاره، فقط روی گوشیه، اما اگر هر روز به انجام دادن این کار ادامه بدهید، بعد از چند ماه شما خودتون شروع به بوم ، بوم ، دوم خواهید گرد، چون در حافظه ی شما ثبت شده است.

ما داریم شمارو به سمت آزادی هدایت میکنیم، خیلی از مردم و خودتون دارید خودتون رو به سمت اسارت هدایت میکنید. چون مردم خیلی زیادی همیشه دارند سعی میکنند که بندهایی با هر چیزی بسازند، چون اونها فکر میکنند فقط با چسبوندن خودشون به کسی یا چیزی اونها احساس امنیت خواهند کرد، اما همه ی بندها ناآگاهانه گسترش پیدا کردند و ناخودآگاه با شما وجود دارند. اسارت اینطوری هست که یه ملوان یه جایی لنگر میندازه که اونجا اگر طوفان کوچیکی وجود داشته باشه قایق به جایی دیگه ای نره، پس شما یه لنگر میندازید که چیز البته چیزه خوبیه اگر شما بخواهید دراولویت اول ایمن باشید، اما شما تو یه قایق لعنتی هستید که میخواهید دریانوردی کنید، پس اگه شما به انداختن پنج-ده تا لنگر ادامه بدید معلومه که شما ایمن خواهید بود اما هیچوقت دریانوردی نخواهید کرد. پس شما باید تصمیمتون رو بگیرید، آیا میخوایین دریانوردی کنید یا میخواهید ایمن باشید؟

اگر این مطلب برای شما آموزنده بود، آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا