وبلاگ

چرخه کارما چگونه شکسته می شود؟

51583-breaking-the-karmic-circle[1]
آرامش و صلح

چرخه کارما چگونه شکسته می شود؟

شکستن چرخه کارما
سادگورو نگاهی دارد به ماهیت تکرارشونده‌ی چرخه‌ی کارما و سه روش دستیابی به فرآیند روحانی.
سادگورو: ساختار کارما در هر انسانی اساساً به صورت چرخه است. این چرخه فقط از یک دوره زندگی به یک دوره زندگی دیگر نیست. اگر به اندازه کافی نکته بین باشید، خواهید دید که وقایع معمولاً در چرخه های دوازده سال و یک چهارم تا دوازده سال و نیم تکرار میشوند. اگر خیلی دقیق‌تر مشاهده کنید، خواهید دید که حتی در عرض یک سال، همین الگوها چندین بار اتفاق می‌افتند. اگر خیلی خیلی دقیق مشاهده کنید، چرخه‌های مشابه چندین بار حتی در طی یک روز اتفاق می‌افتند. چرخه کارما در واقع هر 40 دقیقه عمل میکند. به این چرخه های 40 دقیقه‌ای در کانادا galige گفته میشود. بنابراین هر 40 دقیقه فرصت دارید آن چرخه را بشکنید.
فهمیدن این مسئله بسیار مهم است. اگر فهمیدید زندگی شما تنها یک چرخه احمقانه تکراری است، که هر 40 دقیقه بارها و بارها همان چرخه را انجام میدهید، در عرض دو روز متوجه میشوید این روش خوبی نیست. اگر هر 12 سال یک بار چرخه ها را بفهمید، 24 تا 48 سال طول میکشد تا متوجه شوید این روش خوبی نیست. و اگر یک بار در طول زندگی چرخه‌ها را بفهمید، به اندازه چند عمر طول میکشد تا بفهمید این روش خوبی نیست.
این به میزان هوشیاری شما بستگی دارد. هرچه هوشیارتر شوید، بیشتر میفهمید که زندگی در یک چرخه‌ی ناخودآگاه، به درد نمیخورد. بنابراین، هر 40 دقیقه، فرصتی برای آگاهی از آن چرخه و شکستن چرخه پیدا میکنید. میخواهید دیوارهای فعلی خود را بشکنید و آنها از بین بفرآیند.
سه روش برای پیشرفت فرآیند روحانی
سه روش برای دستیابی به فرآیند روحانی وجود دارد. یک روش این است که، به آرامی و با انجام کارهای درست در مدت چند طول عمر، به آن خواهید رسید. روش دیگر این است که در شرایط فعلی خود باقی بمانید، بهترین کاری را که می توانید انجام دهید ، خود را باز و متمرکز نگه دارید و خود را در دسترس فرآیند قرار دهید. در آخرین لحظه زندگی شما خواهید دید که این اتفاق می‌افتد. راه دیگر این است ، شما می‌خواهید اکنون چیزی را بدانید. شما می خواهید اکنون محدودیت‌های خود را بشکنید و از محدودیت‌های آن فراتر بروید. در این صورت نباید نگران اتفاقات پیرامون خود باشید زیرا اتفاقات زیادی می افتد که هیچ کس آنها را تأیید نمی کند. جامعه تأیید نخواهد کرد ، مردم تأیید نخواهند کرد ، خانواده شما تأیید نخواهند کرد زیرا آنها با شما ارتباط داشتند، زیرا شما یک نوع شخصیت بودید. اگر نوع دیگری شوید ، دیگر نمی توانند با شما ارتباط برقرار کنند.

این یک کار ساده است که می توانید انجام دهید: با یک نفر که او را دوست ندارید یک تیم تشکیل دهید. با آن یک نفر وقت بگذرانید، بسیار مهربانانه و با خوشحالی. خیلی چیزها شکسته خواهند شد

بیایید فرض کنیم شما با شخصی ازدواج کرده‌اید. آنها با شما ازدواج کردند زیرا شما شخص خاصی بودید. اگر شما شخصیت دیگری شوید، شاید شخصیت زیبایی باشد اما باز هم شخصیت دیگری است، ناگهان برای آنها بیگانه میشوید. آنها نمیتوانند با شما زندگی کنند مگر اینکه خرد و درایت کافی داشته باشند که شما را به عنوان یک فرصت عالی ببینند: “شریک زندگی ام پیشرفت کرده است. داشتن کسی که از من جلوتر باشد فوق العاده است.”
اگر این میزان از درایت وجود داشته باشد، خوب است، اما اگر این میزان از درایت جلو بیاید، پس رابطه باید تغییر شکل یابد. دیگر نمیتواند همان چیزی باشد که بود. باید چیز دیگری شود. به محض اینکه تشخیص دهید شخصی بسیار جلوتر از شماست، این رابطه نمیتواند رابطه زن و شوهری، مادر و پسری، و رابطه‌ی دیگری باشد. چیز دیگری خواهد شد. بنابراین، به نوعی، هر آنچه قبلاً برای آن ارزش قائل بودید شکسته میشود – یا از نظر فیزیکی شکسته میشود، یا در همان فضا زندگی میکنید اما باز هم تغییر خواهد کرد. چند نفر در دنیا آمادگی آن را دارند؟
بنابراین، برای بسیاری از افراد دو گزینه دیگر بهتر است: شما کارهای درست را انجام میدهید، در دسترس پیر خود باشید، و وقتی آخرین لحظه فرا برسد، او به آن رسیدگی خواهد کرد. یا حتی مایل نیستید در دسترس باشید اما حاضر هستید چند کار کوچک انجام دهید. نوعی روتین تغذیه را برای خود تمرین کنید تا در آینده اتفاقی بیفتد. من این را برای شما آرزو نمی کنم. یا باید اکنون محدودیت‌های خود را بشکنید یا هنگام مرگ اتفاق می‌افتد. من آدم صبوری نیستم. من عمرهایی را صرف تمرین بی‌صبری کرده‌ام. مردم به طور کلی من را به عنوان یک فرد فوق العاده صبور میبینند زیرا پذیرش(acceptance (من را به عنوان صبر میبینند، اما من صبور نیستم. من همه چیز را سریع میخواهم. دوست ندارم چیزی به آرامی حرکت کند.
هیچ کوهی میان شما و تعالی نیست. هیچ چیز دیگری جز خود شما وجود ندارد – فقط ساختار ذهنی خود شما. اگر مجبور به شکستن آن هستید، باید کاری برعکس آن انجام دهید. این یک کار ساده است که میتوانید انجام دهید: با یک نفر که او را دوست ندارید یک تیم تشکیل دهید. با آن یک نفر وقت بگذرانید، بسیار مهربانانه و با خوشحالی. خیلی چیزها شکسته خواهند شد. اما شما همیشه با شخصی که او را دوست دارید رفیق میشوید – این برای شما خوب نیست.
اگر چیزی که دوست دارید را انتخاب کنید، شخصیت شما را تقویت میکند. یاد بگیرید کارهایی که دوست ندارید انجام دهید، در کنار افرادی باشید که آنها را دوست ندارید و همچنان خردمندانه، بامهربانی و با شادی زندگی کنید. همه‌چیز خواهد شکست.

دیدگاه خود را اینجا بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *