وبلاگ

چرا مثبت اندیشی محکوم به شکست است؟

sadhguru-wisdom-article-positive-thinking-is-bound-to-crash_0[1]
کارما

چرا مثبت اندیشی محکوم به شکست است؟

امروزه مثبت اندیشی یک مفهوم پرطرفدار است، اما آیا روش درستی برای پیش بردن زندگی‌تان است؟ سادگورو نگاهی میکند به اینکه چگونه میخواهید چیزهای منفی را نادیده بگیرید، اما ممکن است چیزهای منفی شما را نادیده نگیرند.


مثبت اندیشی چیست؟
سادگورو: آدم‌های زیادی در جهان همواره دارن در مورد “مثبت اندیشی” صحبت می‌کنند. وقتی از مثبت اندیشی حرف میزنید، به نوعی تلاش میکنید از واقعیت فرار کنید. شما می‌خواهید فقط به یک طرف زندگی نگاه کنید در حالی که دارید طرف دیگر را از دست می‌دهید. ممکن است طرف دیگر را نادیده بگیرید اما طرف دیگر شما را نادیده نخواهد گرفت. اگر به چیزهای منفی در دنیا فکر نکنید، در بهشت ​​احمقانه‌ای زندگی خواهید کرد و زندگی شما را گرفتار آن می‌کند. همین حالا فرض کنید ابرهای سیاهی در آسمان هستند. میتوانید آنها را نادیده بگیرید، اما آنها قرار نیست شما را نادیده بگیرند. وقتی باران می‌بارد، می‌بارد و وقتی خیس میشوید، خیس میشوید.

هرچیزی که تلاش میکنید
از آن پرهیز کنید،
تبدیل به اساس هشیاری شما میشود.

میتوانید آن را نادیده بگیرید و فقط فکر کنید که همه چیز درست می‌شود- این مقداری رابطه‌ای روانشناختی و اجتماعی دارد اما یک رابطه‌ی هستی‌گرایانه نیست. این فقط مایه‌ی تسلی خواهد بود. شما در تلاش هستید خود را با رفتن از واقعیت به عدم واقعیت آرام کنید زیرا در جایی باور دارید که نمی‌توانید از پس واقعیت بربیایید. و احتمالاً هم نمی‌توانید، بنابراین تسلیم مثبت‌اندیشی می‌شوید. میخواهید از منفی صرف نظر کنید و فقط مثبت فکر کنید. یا به عبارت دیگر، سعی میکنید از منفی پرهیز کنید.
هرچیزی که تلاش میکنید از آن پرهیز کنید، تبدیل به اساس هشیاری شما میشود. همیشه آنچه سعی میکنید از آن پرهیز کنید قوی‌ترین چیز در درون شماست نه آنچه به دنبالش هستید. هرکسی که بخواهد یک جنبه‌ی زندگی را رها کند و با جنبه دیگر آن زندگی کند، تنها بدبختی برای خود به بار می‌آورد.
طبیعت دوگانه
تمام هستی میان دو دوگانگی درحال اتفاق افتادن است. آنچه شما به عنوان مثبت و منفی از آن یاد میکنید این است: مردانه و زنانه، نور و تاریکی، شب و روز. بدون اینها، زندگی چگونه رخ خواهد داد؟ مثل این است که بگویید نمیخواهید بمیرید، تنها زندگی را میخواهید – چنین چیزی وجود ندارد. تنها به دلیل اینکه مرگ هست زندگی هم هست. تنها به این دلیل که تاریکی هست، نور نیز هست. تنها نباید اجازه دهید چیزهای منفی بر شما مسلط شوند. بگذارید هر دوی آنها وجود داشته باشند و ببینید که چطور هردوی آنها میتوانند سودمند باشند.
اگر نگران این زندگی هستیم، این بسیار مهم است که در مورد جایی که واقعا هستیم صادق باشیم
اگر به زندگی دقیقاً همانگونه که هست نگاه کنید، همیشه مثبت و منفی به میزان مساوی وجود دارد. اگر به آن همانطور که هست نگاه کنید، نه منفی و نه مثبت نمی‌توانند بر شما مسلط شوند. تنها به دلیل برابری آنهاست که همه چیز به همین شکلی که هست در حال رخ دادن است. شما باید هر دو را مهار کنید و هر‌چه که میتوانید ایجاد کنید. چراغ روشن می شود چون درون جریان برق، مثبت و منفی وجود دارد. چون نتیجه مثبتی در حال رخ دادن است بنابراین منفی آن ما را نارحت نمیکند. اگر زن و مردی باشند ، و اگر شادی از آنها آزاد شود، ما از زن یا مرد ناراحت نمیشویم. فرض کنید آنها باعث نتایج منفی بسیاری شوند، حالا فکر میکنیم که آنها یک مشکل هستند. این مثبت و منفی نیست که مشکل است؛ مسئله نتیجه نهایی است که شما ایجاد می‌کنید.
لازم نیست در برابر مثبت یا منفی مقاومت کنید. شما فقط باید از آن نتیجه مثبت بگیرید، که تنها به توانمندی شما برمیگردد. اگر نگران این زندگی هستیم، این بسیار مهم است که در مورد جایی که واقعا هستیم صادق باشیم. تنها در این صورت است که میتوانیم سفری را آغاز کنیم. مثبت اندیشی فرصت‌های بسیاری را برای افراد نابود کرده است. این شعری است که یک مثبت اندیش نوشته:


پرنده کوچکی در آسمان پرواز کرد
و در چشم من کارخرابی کرد
اما نه میتوانم نگران شوم و نه گریه کنم
چون من یک مثبت اندیش هستم
و خدا را شکرمیکنم که بوفالوها پرواز نمیکنند


اگر نمیخواهید زندگی را همانطور که هست ببینید، هیچ گام مثبتی در زندگی نمیتوانید بردارید. هیچ کاری در مورد آن نمیتوانید انجام دهید. فقط میتوانید کارهای ذهنی بانمکی انجام دهید، که شما را برای مدتی سرگرم می‌کند اما هرگز شما را به جایی نمی‌رساند.سوال: اما سادگورو درباره مثبت اندیشی و اینکه چگونه میتواند زندگی را دگرگون کند، آموزه‌های زیادی وجود دارد. آیا مثبت اندیشی میتواند به خلاص شدن از کارما کمک کند یا حداقل مانع ایجاد کارمای بیشتری شود؟
سادگورو: دلیل این که این افراد عمق خود را در زندگی از دست داد‌ه‌اند و سطحی و سبک‌سر اند این است که آنها توجه خود را تنها بر چیزهایی که برای آنها راحت است متمرکز کرده‌اند‌ و آن را مثبت می نامند. آنها همه چیز را زود میخواهند، زود، زود. هیچ وقف چیزی شدنی وجود ندارد. فرض کنید یک نفر باید دانشمند شود. او مجبور است سال‌ها درس بخواند. شاید همسر و فرزندان خود را فراموش کند –او همه چیز را فراموش میکند و خودش را وقف راهش میکند. فقط در این صورت است که گشایشی برای او پیش می‌آید، حتی در سطح فیزیکی زندگی.
چنین تمرکز پایداری در دنیای مدرن تاحد زیادی گم شده است، زیرا از این نوع آموزه‌ها بسیار زیاد است: «نگران نباشید، خوشحال باشید. همه چیز خوب است. فقط لذت ببرید! این نوع خوشحالی به طور حتم شکست خواهد خورد و افراد به بیماری‌های روانی کشیده می‌شوند. یک عبارت رایجی که به خصوص در غرب به گوشم میخورد و به هند نیز رسیده این است: “خوشحال باش و در لحظه زندگی کن”. خواهش میکنم جای دیگری زندگی کنید و به من هم نشانش دهید. در هر صورت شما در لحظه هستید، چه جای دیگری میتوانید باشید؟ همه این را نقل میکنند چون کتاب‌هایی نوشته شده و برنامه‌هایی اجرا شده، توسط کسانی که هیچ تجربه و درکی ندارند.


فنر کارما
اگر به کسانی نگاه کنید که همواره درباره “شاد بودن” صحبت می‌کنند، در عرض چند سال افسرده می‌شوند. این شما را عمیقا متوجه خواهد کرد زیرا انرژی شما با توجه به ساختار کارمایی شما برای امکانات مختلف تقسیم میشود. چیزی برای درد شما، برای اندوه، شادی و عشق شما وجود دارد که کارمای Prarabdha نامیده میشود. این فقط در ذهن شما نیست. کارما نوعی داده است. انرژی شما مطابق با این داده‌ها عمل میکند. Prarabdha مانند یک فنر مارپیچی است. باید راه گشودن آن را پیدا کند. اگر آن چیزها بروز داده نشوند، اگر آنها را انکار کنید، به روشی کاملاً متفاوت ریشه میگیرند.

چرا نمی‌توانید فقط اینجا باشید،
بدون هیچ نگرش خاصی؟
بدون هیچ فلسفه‌ای؟ فقط آگاه باشید
به‌سادگی آگاه باشید.

این مهم است که به‌سادگی همه چیز را همانطور که هست ببینید. شما هیچ چیز را انکار نمیکنید. اگر اندوه آمد، اندوه. غم می‌آید، غم. خوشی می‌آید، خوشی. شیدایی می‌آید، شیدایی. وقتی این کار را میکنید، چیزی را انکار نمیکنید یا نمیخواهید جلوی آن را بگیرید. در همان زمان، همه چیز درحال رخ دادن است، اما شما از آن رها هستید.


خطر مثبت اندیشی
ماهیت ذهن به گونه ای است که اگر بگویید “من این را نمیخواهم”، فقط همان در ذهن شما اتفاق می‌افتد. اگر بگویید، “منفی را نمیخواهم”، فقط همان اتفاق خواهد ‌افتاد. اصلاً چرا در مورد مثبت یا منفی صحبت میکنید؟ چرا میخواهید اینگونه به مسائل نگاه کنید؟ چرا به هر موقعیتی که در آن هستید به همان شکلی که هست نگاه نمی‌کنید، آن را بپذیرید و ببینید بهترین کاری که میتوانید درمورد آن انجام دهید چیست؟ یک وضعیت نه مثبت است و نه منفی. سعی نکنید نگرش و فلسفه‌ای ایجاد کنید. چرا نمیتوانید فقط اینجا باشید؟ بدون هیچ نگرش خاصی. بدون هیچ فلسفه‌ای. فقط آگاه باشید، به سادگی آگاه باشید.
هر موقعیتی نیاز به نوع متفاوتی از پاسخ دارد. اگر نگرشی از مثبت اندیشی داشته باشید، ممکن است در یک موقعیت خوب عمل کند. اما در یک موقعیت دیگر کارهای احمقانه انجام خواهید داد، چون یک ایده متعصبانه دارید که باید به گونه خاصی باشید. اگر در یک موقعیت اشتباه به مثبت اندیشی ادامه دهید، ممکن است بدترین اتفاقات برای شما بیفتد. نیازی به مثبت بودن نیست. نیازی به منفی بودن هم نیست. فقط آگاه باشید؛ اگر آگاه باشید، یک وضعیت را درست همانطور که هست درک خواهید کرد. وقتی موقعیتی را به همان شکلی که هست درک میکنید، میتوانید به بهترین شکل از هوش و توانمندی خود استفاده کنید. به همین سادگی.

دیدگاه خود را اینجا بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *