الن واتس آثار – زندگی شخصی – مرگ – جهان‌بینی

الن واتس آثار – زندگی شخصی – مرگ – جهان‌بینی

بیوگرافی الن واتس - کتاب های الن واتس

الن واتس کیست؟

الن واتس، نویسنده و سخنرانی توانمند است که جزء اولین کسانیست که حکمت شرقی را برای مخاطبان غربی تفسیر کرد. ایشون در سال 1915 در اطراف لندن متولد شدن و در سن جوانی جامعه‌ای به نام کلبه‌ی بودایی مجاور را کشف کردن که اصول بودایی را در غرب گسترش می‌دهد. بعد از مهاجرت به ایالات متحده در سال 1938، آلن مدتی کشیش اسقفی شدن و بعد از اون به میلبروک نیویورک نقل مکان کردن و در اون‌جا کتاب محوری خودشون به نام «حکمت ناامنی: پیامی برای عصر اضطراب» رو نوشتن.

در سال 1951 به سان فرانسیسکو نقل مکان کرد و در اون‌جا به تدریس مطالعات بودایی پرداخت و در سال 1956 برنامه‌ی رادیویی محبوب خودش با عنوان «راهی فراتر از غرب» را شروع کرد.

در اوایل دهه‌ی شصت، گفتگوهای رادیویی الن به صورت سراسری پخش شد و جنبش ضدفرهنگی، ایشون را به عنوان سخنگوی معنوی انتخاب کرد. ایشون تا زمان مرگش در سال 1973 مرتباً می‌نوشت و سفر می‌کرد.

لس‌آنجلس تایمز می‌نویسه:

«شاید الن واتس برای غرب معاصر، مترجم اصلی رشته‌های شرقی باشد. الن واتس استعداد نادری داشت و آن «زیبا نوشتن نانوشته‌ها» بود. واتس با دانش و عقل شروع می‌کنه و با هنر و فصاحت به مرزهای روح ادامه میده. ایشون ورودی جذاب، به عمیق‌ترین راه‌های شناخت دارن»

سال‌های اولیه (1915-1938)

الن ویلسون واتس در 6 ژانویه 1915 در حومه‌ی شهر لندن، در انگلستان به دنیا آمد. الن از بچگی شیفته‌ی هنر، ادبیات و فلسفه‌ی آسیایی بود (شاگردان مادرش فرزندان مبلغان آسیایی بودند). والدین او طبیعت روشن و پرسشگر ایشون را تشخیص دادن و الن رو به نوشتن تشویق کردند.

پدر الن یک تاجر بود. ایشون الن رو به کلبه‌ی بودایی لندن میاورد، جایی که الن در نوجوانی سردبیر مجله‌ی راه میانه‌ی کلبه شد. در سال 1932، ایشون اولین جزوه‌ی خودش رو با عنوان «خلاصه ای از ذن بودیسم»، که خلاصه‌ای بر اساس نوشته های ذن دی تی سوزوکی بود، نوشت.

در سال 1938، الن برای تحصیل در زمینه‌ی ذن به نیویورک در ایالات متحده رفت و در اونجا خیلی زود در کتابفروشی‌ها و کافه‌ها سخنرانی کرد.

سال‌های میانی (1939- 1959)

در سال 1940، الن کتابی با عنوان «معنای خوشبختی» بر اساس صحبت‌هاش منتشر کرد. از قضا، این کتاب در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم منتشر شد. پس از مدتی کوتاه که در نیویورک سپری شد، الن به شیکاگو رفت و در مدرسه‌ی علوم دینی سیبری-وسترن ثبت نام کرد و علاقه‌ی خودش را به الهیات عرفانی عمیق‌تر کرد.

الن در سال 1944 به عنوان کشیش اسقف اعظم منصوب شد، اما در بهار 1950، زمان الن به عنوان کشیش به پایان رسیده بود؛ بنابراین کلیسا و شیکاگو را ترک کرد و به نیویورک رفت. در آنجا در یک ‌مزرعه‌ی کوچک در خارج از میلبروک مستقر شد و شروع به نوشتن حکمت ناامنی: پیامی برای عصر اضطراب کرد.

اوایل سال 1951 الن دوباره به سن فرانسیسکو برگشت، جایی که به دعوت دکتر فردریک اسپیلبرگ به تدریس بوداییسم در آکادمی آمریکایی مطالعات آسیایی شد ( که بعدها آموزشگاه مطالعات بنیادین کالیفرنیا نام گرفت). کلاس‌های ایشون در آکادمی، جمعیت زیادی رو به خود جلب کرد و خیلی زود تبدیل به سخنرانی‌های آزاد عصرگاهی برای عموم شد و در کافه‌های محلی که شاعران و نویسندگان سبک «بیت» از آن‌جا بازدید می‌کردند، برگزار می‌شد.

هنگامی که الن روز شنبه در ایستگاه رادیویی KPFA برکلی رو پذیرفت، فعالیتش در سال 1953 روی آنتن رفت. ایشون یک مجموعه با عنوان «کتابهای بزرگ آسیا» رو آغاز کرد و در سال 1956 با «راه فراتر از غرب» همان مجموعه رو ادامه داد که در بین مخاطبان منطقه‌ی خلیج، بسیار محبوب بود. صبح روزهای یکشنبه برنامه مجدداً پخش شد. بعداً این برنامه از KPFK در لس آنجلس پخش شد و شروعی برای طولانی‌ترین سریال رادیویی عمومی بود که نزدیک به 60 سال طول کشید.

سال‌های پایانی (1960 – 1973) 

در اواسط دهه‌ی پنجاه، «ذن بوم» در جریان بود، چون روشنفکران «بیت» در سانفرانسیسکو و نیویورک شروع به تجلیل و جذب ویژگی‌های باطنی دین شرقی در جهان بینی نوظهوری کردن که بعدها در دهه‌ی 1960 «ضد فرهنگ» لقب گرفت.

پس از انتشار کتاب 1966 در کتاب «درباره تابو علیه دانستن اینکه شما کیستید» که در سال 1966 بسیار خوب فروخته شد، درخواست‌های زیادی ظاهر شد. الن در کالج‌های سراسر ایالات متحده سخنرانی کرد و سمینارهایی رو در «مراکز رشد» سراسر کشور مانند موسسه اسالن مشهور جهان در بیگ سور، کالیفرنیا برگزار کرد. پخش مذاکرات ایشون در KPFA و KPFK ادامه پیدا کرد و از شرق به WBAI در نیویورک و WBUR در بوستون گسترش یافت. نمایش‌های هفتگی مخاطبان زیادی رو به خودش جلب کرد و الن به شخصیت مهمی در جنبش ضد فرهنگ تبدیل شد.

الن واتس و تدریس ذن

با افزایش جنبش، منطقه‌ی خلیج سانفرانسیسکو، به محلی برای سیاست‌های رادیکال تبدیل شد و به نقطه کانونی مورد توجه ایده‌های روشنگری و آزادی شرق دور تبدیل شد. این جنبش رو به رشد، فعالان حقوق مدنی، معترضان ضد جنگ و اعضای جنبش آزادی بیان رو متحد کرد و هزاران جوان رو در سال 1967 به منطقه‌ی خلیج کشوند.

پس از اجرای هیجان انگیزش در «ذن فیت» برای مرکز ذن سان فرانسیسکو و مقاله‌ی مشهور «تغییرات» در روزنامه‌ی جایگزین اوراکل، الن خیلی زود به عنوان شخصیت معنوی جنبش انقلابی شناخته شد. (سخنرانی ذن فبت الن در 6 آوریل 1967 با عنوان استخوان‌های ذن در سالن رقص آوالون ضبط شده است)

در اواخر دهه‌ی شصت، الن در قایقی در سوسالیتو در یک اجتماع ساحلی از بوهمی‌ها، هنرمندان و سایر مخالفان فرهنگی زندگی می‌کرد. قایق الن خیلی زود به مقصدی محبوب تبدیل شد و ایشون مجبور شد برای حفظ تمرکز به نوشتن، به کابینی در دامنه‌های نزدیک کوه تمالپیس نقل مکان کنه. در آنجا الن در اواخر دهه‌ی شصت بخشی از جامعه‌ی هنرمندان «دروید هایتس» شد.

در ادامه‌ی سفرهای سخنرانی خود در اوایل دهه‌ی هفتاد، الن به زندگی در کوه بسیار علاقه‌مند شد و همون جا مجلات کوهستانی خودش رو نوشت (بعداً با عنوان ابر پنهان منتشر شد و مکان ایشون ناشناخته است)، رساله‌ای با عنوان هنر تعمق نوشت و روی زندگی‌نامه‌اش به نام: «به روش خودم» کار کرد و آخرین کتاب خودش رو با عنوان «تائو: راه جریان آب» را نوشت.

الن واتس سال‌های پایانی
الن واتس سال‌های پایانی

مرگ الن واتس

در اکتبر 1973، آقای واتس از تور سخنرانی اروپایی به کابین خودشون در دروید هایتس کالیفرنیا برگشتن. دوستان ایشون مدتی بود به خاطر اعتیاد به الکل نگران ایشون بودن. ایشون در 16 نوامبر 1973، در 58 سالگی، در خواب جان سپردن. گزارش شد که ایشون تحت درمان بیماری قلبی بودن. مدت کوتاهی بعد اون، بدن ایشون سوزانده شد. خاکسترهای ایشون پراکنده شد، نیمی از آن‌ها در نزدیکی کتابخانه‌شون در ارتفاعات دروید و نیمی دیگر در صومعه سبز گلچ دفن شدن.

شرح شخصی از سال های گذشته‌ی آقای واتس و رویکرد ایشون به مرگ توسط آل چونگ لیانگ هوانگ در فیلم Tao: The Watercourse Way ارائه شده. در سال 2013، پسرشون مارک واتس، یک مستند بیوگرافی تهیه کرد که سوالات مربوط به مرگ پدرش رو توضیح میده و مراسم سوزاندن رو در ساحل مجاور انجام میده. خاکسترهای پدرش به کابین محل مرگ ایشون برگردونده شدن.

پس از مرگ آقای واتس، سخنرانی‌های ایشون از طریق پخش منظم در رادیو عمومی، به ویژه در کالیفرنیا و نیویورک و اخیراً در اینترنت، به ویژه یوتیوب، محبوبیت زیادی پیدا کرد.

 

ایشون از زندگی در کوه نوشتن:

«من از آن احساس عجیب و غریبی که ژاپنی ها آن را یوژن می‌نامند پر شده بودم…

تماشای پرواز غازهای وحشی و پنهان شدن آن‌ها در ابرها. ناپدید شدن کشتی در پشت جزیره‌ای دور، من به نوعی احساس می‌کنم که در این کوه زندگی کرده‌ام، تجربیات، جلسات، خداحافظی، بوی غذا که در درختان پیچیده ، برخورد با عارفان سرگردان در بسیاری از مسیرهای پرهیاهو تا قله، همه بخش بنیادی و اساسی در زندگی من هستند، که به معنای خاصی از کلمه «من» هستند.

 وقتی چشم‌هایم را می‌بندم، تصاویری ضعیف از نور را از طریق برگ‌ها، از کلبه‌ها و فضای داخلی آن‌ها پر از آویزهای آزتک، کاسه‌های آوازخوان، صدای راز و نیاز، هنرهای شرقی، لباس و سازها و اثاثیه عجیب و غریب می‌بینم.

 برخی از مکان‌ها هستند که به نظر می‌رسد از طریق افزایش جمعی شادی خلاق، راه خود را به نقطه‌ای خارج از زمان می‌رسانند و از آن‌جا موج‌هایی را در امتداد سواحل برش‌های خود ما از این‌جا و اکنون می‌فرستند.»

الن واتس - تیم لری - الن گینزبرگ - گری سیندر. ۱۹۶۷
الن واتس - تیم لری - الن گینزبرگ - گری سیندر. ۱۹۶۷

دیدگاه‌های الن واتس در مورد زندگی

درباره هویت معنوی و اجتماعی

آقای واتس در مورد نگرش اخلاقی خودشون احساس کردن که اخلاق مطلق هیچ ارتباطی با تحقق اساسی هویت عمیق معنوی فرد نداره. ایشون بیشتر از اخلاق اجتماعی حمایت می‌کردن تا اخلاق شخصی. آقای واتس در نوشته‌هاشون بسیار به اخلاق مربوط به روابط بین بشریت و محیط طبیعی و بین دولت‌ها و شهروندان توجه داشتند. ایشون از چشم انداز اجتماعی نژادی و فرهنگی هم مطالبی نوشتند.

ایشون اغلب می‌گفتن که مایل هستن به عنوان پلی بین قدیم و جدید، بین شرق و غرب و بین فرهنگ و طبیعت عمل کنن.

آقای واتس برخی از تورها رو برای غربی‌ها به معابد بودایی ژاپن هدایت کردند. ایشون همچنین برخی از حرکات هنر رزمی سنتی چینی taijiquan رو با یکی از همکاران آسیایی خودشون، آل چونگ لیانگ هوانگ، مطالعه کردند.

جهان بینی الن واتس

آقای واتس در انتشارات بعدی خودشون، از الهیات و کتاب فراتر رفتن: در مورد ممنوعیت شناخت این که شما کیستید، از هندوئیسم، فلسفه‌ی چینی، پانتئیسم (وحدت وجود) یا پانتئیسم و علم مدرن، جهان بینی ارائه کردند. 

ایشون معتقد هستن کل جهان شامل یک خود کیهانی هست و با تبدیل شدن به همه‌ی موجودات زنده و غیر زنده در جهان و فراموش کردن آنچه در واقع وجود دارد قایم موشک بازی می‌کند (لیلا)، از خود پنهان می‌شود (مایا). نتیجه این است که همه‌ی ما در لباس مبدل فناوری اطلاعات هستیم. در این جهان بینی، واتز ادعا میکنه که تصور ما از خودمون به عنوان «نفس در کیسه‌ای از پوست» یا «نفس محصور شده در پوست» یک افسانه است. موجوداتی که ما آن‌ها را «چیزها»ی جدا می‌نامیم صرفاً جنبه‌ها یا ویژگی‌های کل هستند.

کتاب‌های واتس اغلب شامل بحث‌هایی هستن که نشان دهنده علاقه شدید او به الگوهایی هستن که در طبیعت رخ میده و به طرق مختلف و در مقیاس وسیع تکرار میشه که شامل الگوهایی که باید در تاریخ تمدن‌ها تشخیص داده میشه هست.

الن واتس
الن واتس و السا گیدلو در باغش در ارتفاعات دروید – ۱۹۷۱

حامیان و منتقدان الن واتس

اکتشافات و تدریس واتس باعث شد بسیاری از روشنفکران، هنرمندان و معلمان آمریکایی در جنبش بالقوه انسانی با ایشون تماس برقرار کنند. دوستی ایشون با گری اسنایدر که شاعر بود، همدردی اون رو با جنبش نوپای محیط زیست که واتس ازش حمایت فلسفی کردن، تقویت کرد. ایشون همچنین با روبرت آنتون ویلسون مواجه شدن که در افتتاحیه‌ی کتاب خود در سال 1977 به نام« محرک کیهانی: راز نهایی ایلومیناتی»، واتس را به عنوان یکی از «نورها در مسیر خود» معرفی کردند. ورنر ارهارد در کارگاه‌های آموزشی آلن واتس شرکت کرد و درباره او گفت: «او مرا به آنچه من اکنون تمایز بین خود و ذهن می‌نامم، راهنمایی کرد. پس از ملاقات من با آلن، زمینه‌ای که در آن کار می کردم تغییر کرد.»

آقای واتس توسط بوداییان مانند فیلیپ کاپلو و دی تی سوزوکی به دلیل سوء تفسیر چندین مفاهیم کلیدی ذن بودایی مورد انتقاد قرار گرفتند. ایشون به ویژه انتقاد کسانی رو که معتقدن زازن باید وسیله‌ای سخت و مشخص برای نشستن داشته باشد، برخلاف حالت ذهنی پرورش یافته‌ای که در هر لحظه و در هر شرایطی در دسترس است، برانگیختند. نمونه‌ی این موارد ادعای کاپلو است که واتز زازن را تنها بر اساس نصف کوآن اخراج کرده است.

رابرت بیکر آیتکن در رابطه با این موضوع، گزارش میده که سوزوکی به او گفته: «متأسفانه می‌گویم که آقای واتس آن داستان را درک نکرده است.» «گربه می‌نشیند تا زمانی که از نشستن خسته بشود، سپس بلند می‌شود، دراز می‌کشد و می‌رود» و به استاد ذن، آقای بانکی اشاره می‌کند: «حتی وقتی در مدیتیشن نشسته‌اید، اگر باید کاری انجام دهید، خوب است برخیزید و بروید.»

با این حال، آقای واتس طرفداران خودشون رو در جامعه‌ی ذن داشتن، از جمله شونریو سوزوکی، بنیانگذار مرکز ذن سان فرانسیسکو. همانطور که دیوید چادویک در زندگینامه‌ی «خیار کج و معوج» درباره سوزوکی می‌نویسه: آموزش زندگی و ذن شونریو سوزوکی. هنگامی که دانش‌آموز سوزوکی، واتس رو با گفتن «ما فکر می‌کردیم او عمیق بود تا زمانی که یک چیز واقعی را پیدا کردیم» تحقیر می‌کرد، سوزوکی به شدت عصبانی شد و گفت: «شما اصلاً آلن واتس را نفهمیدید! باید به کارهایی که او انجام داده است توجه کنید. او یک بودی ساتوای عالی است.»

زندگینامه نویسان واتس پس از دوران کشیش آنگلیکانی، ایشون رو به عنوان کسی که نماینده‌ی هیچ مذهبی نیست، بلکه یک گرگ متفکر تنها و غیر اجتماعی است می‌دونستن. در «وارتز و تمام زندگینامه‌های آن مرد»، دیوید استوارت، واتس رو به عنوان یک سخنران و نویسنده‌ی با استعداد غیرمعمول میبینه که توسط علایق، اشتیاق و استعداد خودش به جلو میره. السا گیدلو، که آلن او را «خواهر» صدا می‌کرد، از انجام مصاحبه برای این کار خودداری کرد، اما بعداً در زندگی نامه‌ خودش « السا، من با آهنگ‌هایم می‌آیم» تصویری مهربان تر از زندگی آلن ترسیم کرد. به گفته اریک دیویس منتقد، «نوشته ها و گفتگوهای ضبط شده‌ی او هنوز با شفافیت عمیق مثل آب طلا می‌درخشد.»

الن واتس

زندگی شخصی الن واتس

آقای واتس سه بار ازدواج کردن و صاحب هفت فرزند (پنج دختر و دو پسر) شدند. واتس در سال 1936 هنگامی که مادر النور، روت فولر اورت ایشون رو برای آموزش پیانو به لندن آوردن، با النور اورت آشنا شدند. اون‌ها در کلبه‌ی بودایی ملاقات کردن، سال بعد از اون نامزد و در آوریل 1938 ازدواج کردند.

دخترشان به نام جوآن در نوامبر 1938 و فرزند دیگری، در 1942 متولد شد. آن‌ها در سال 1949 از هم جدا شدن، اما واتس همچنان به مکاتبه با مادر زن سابق خود ادامه داد.

در سال 1950، واتس با دوروتی دویت ازدواج کرد. ایشون اوایل سال 1951 برای تدریس به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند. آن‌ها خانواده‌ای تشکیل دادن که شامل پنج فرزند به اسم‌های تیا، مارک، ریچارد، لیلا و دایان میشد.

این زوج در اوایل دهه‌ی 1960 پس از ملاقات واتس با مری جین ییتس کینگ (که در محفل او «جینو» نامیده میشد) هنگام سخنرانی در نیویورک از یکدیگر جدا شدند.

پس از طلاق از دوروتی  در سال 1964 با مری جین ازدواج کرد. این زوج زمان خود را بین سوسالیتو، کالیفرنیا، جایی در یک خانه‌ی قایقی به نام والجو سپری کردند و یک کابین خلوت در ارتفاعات دروید، در جناح جنوب غربی کوه تمالپیس در شمال سان فرانسیسکو داشتند.

دوروتی دوت همسر الن واتس
دوروتی دوت همسر دوم الن واتس