وبلاگ

اصول نگرشی ذهن آگاهی – تلاشگر نبودن

اصول نگرشی ذهن آگاهی - تلاشگر نبودن
ذهن آگاهی و مدیتیشن جان کابات زین

اصول نگرشی ذهن آگاهی – تلاشگر نبودن

پروفسور جان کابات زین که به عنوان مدرس ذهن آگاهی و مدیتیشن در جهان شهرت دارد، برای اولین بار از این دانش کهن شرقی در پزشکی مدرن و درمان بیماری‌های مزمن جسمی و روحی، مخصوصا استرس و اضطراب استفاده کرده است.

این بیماری ها که عمدتا ناشی از سبک زندگی غربی و مدرن هستند، در سال های اخیر بسیار شایع شده  به طوری که ۷۰٪ بیماری ها( هر بیماری ) مربوط به استرس می شوند.

اصول نگرشی ذهن آگاهی – تلاشگر نبودن مقاله ایست برای کسانی که به موفقیت در زندگی بسیار اهمیت می دهند. جان کابات زین توضیح می دهد چطور تمرکز نداشتن بر روی هدف و به نوعی زور نزدن در زندگی، به ما در رسیدن به هدف کمک شایانی می کند.

در صورت تمایل به به دیدن دوره‌هایی که به شدت به این مقوله پرداخته و راهکارهای کاملا کاربردی و تاثیر گذاری ارائه میکنند به دوره‌ی بازسازی مغز از دکتر جو دیسپنزا و مبانی و تمرینات مدیتیشن و ذهن آگاهی از همین آقای پرفسور جان کابات زین مراجعه فرمایید.

در مجموعه مقاله‌های اصول نگرشی ذهن آگاهی از پرفسور جان کابات زین به جهان بینی‌های برگرفته از دانش ذهن آگاهی که قلب تمرینات مدیتیشن است ( آموزه‌های بودا و ذن ) میپردازیم.

اصول نگرشی ذهن آگاهی – تلاشگر نبودن

تلاشگر نبودن یکی دیگر از اصول نگرشی ذهن آگاهی است و این یقیناً در ظاهر بسیار ضد آمریکایی، ضد به دستش بیار و ضد نتیجه گرفتن به نظر بیاد( هدف محوری و موفقیت محوری ).

زیرا تلاشگر نبودن واقعا وابسته به شناخت این بینش عمیق غیردوگانه درباره‌ی حقیقت است و این اساسا در پدیداری لحظه‌های ما و همچنین در تمرین مدیتیشن هست، که بازتابی از پدیداری تمام لحظات می باشد، که ( بینش عمیق غیر دوگانه درباره‌ی حقیقت ) هیچ جایی برای رفتن، کاری برای انجام دادن و هیچ چیزی برای به دست آوردن وجود ندارد. ( شاید منظورشون اینه که هدف زندگی، زندگی کردنه، همین زندگی‌ایه که داریم میکنیم. به جای اینکه دنبال چیزایی باشیم که بهشون برسیم بعد زندگی کنیم. )

زمانی که با این طرز دید سازگار بشید همه چیز، درجا قابل دستیابی است. بنابراین پارادوکس های بسیاری در اینجا وجود دارد و این پارادوکس درواقع مثل گردابی از بینش‌های بالقوه، از فهمیدن معنای زندگی، از وضوحی تجسم یافته می باشد اما نمیتواند به سطح افکار بیاید و ترجمه شود.

و فکر کردن هرگز این بینش را به دست نمی‌دهد. بنابراین تلاشگر نبودن عمیقا با اعتماد مرتبط است که یادآور این است که احتمالا می توانید کار‌های بیشتر و بهتری انجام دهید و من بارها این تجربه را داشته‌ام، بدون وابستگی به نتیجه و اینکه کار را به پایان برسانیم، بلکه فقط برای اینکه به آنها رسیدگی کنیم و مطمئن می‌شویم هر وقار و ارزش ذاتی هر تکه از آن( کار ) را محترم می‌شماریم، و وقتی تمام می‌شود که تمام شود!( کارمون رو ادامه میدیم، تموم که شد، تموم شده دیگه ).

حالا البته باید با جهان واقعی و محدودیت‌ها و موعد سررسید و هرچیز دیگری کار کنیم اما تنها پیش آوردن آن ( بینش تلاشگر نبودن ) در آگاهی خودتان به شما کمک میکند بسیار سریعتر کارها را انجام دهید! به نظر میرسد تلاشگر نبودن وقتی بسیار بسیار هدف محور باشید بسیار مفید است! و یک راه برای فهمیدن آن، ورزش های حرفه‌ای است.

 

اصول نگرشی ذهن آگاهی - تلاشگر نبودن

ذهن آگاهی و رسیدن به هدف و نتیجه

و در انواع ورزش های‌ حرفه‌ای، بعضی بیشتر و بعضی کمتر،در طی ده یا پانزده سال گذشته بیش از هر زمان دیگری به ذهن آگاهی پرداخته‌اند. و ورزشکاران حرفه‌ای فوق العاده هدف محور اند. و بیشتر از آنکه هدف محور باشند نمیخواهند تنها گل بزنند، یا امتیاز کسب کنند، اونها میخواهند برنده شوند، خیلی خوب؟

بنابراین میتوان گفت به نتیجه‌‌ و به برنده شدن وابسته اند. اما همچنین میدانند که وقتی زیادی به نتیجه‌ی برنده شدن وابسته باشید به طور متناقضی سر راه خود قرار میگیرید و بازی را میبازید. زیرا ذهن آزاد نبوده و بنابراین در محوطه‌ی بازی یا زمین بازی در یک لحظه اوضاع میتواند خراب شود.. میدانید؟

پس اگر مایکل جوردن، لبران جیمز و استفن کری تمرین ذهن آگاهی انجام میدهند و تا آنجایی که من انسان‌هایی رقابتی‌تر از آنها در زمین نمیشناسم! پس شاید باید درباره‌ی این مسئله دوباره فکر کنیم که «چطور ممکنه تلاشگر نبودن اشتیاق برنده شدن را در بین ببرد؟»

این بدان معنی نیست که یک انسان منفعل شوید که هیچ کاری انجام نمیدهید. من هزاران نفر را آن بیرون میشناسم که در همه ی حیطه‌های زندگی در سطح عالیِ موفقیت هستند و همه‌ی آنها مدیتیشن انجام میدهند و هیچ کدام احساس نمیکنند که آه مدیتیشن دارد مرا ضعیف میکند. کاملا برعکس، بسیاری از آنها میگویند شور رقابتی من از همانجا می‌آید.

من این سرچشمه‌ی اصیل رو دارم که که مثل اکسیژنی است که مستقیم به قلبم وارد میشه و ازآن بهره میبرم.

دیدگاه خود را اینجا بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌بندی