وبلاگ

آیا پایان دادن به شر ممکن است؟

sadhguru-wisdom-article-end-of-all-evil-20180923_SUN_0177-e[1]
دانایی و آگاهی

آیا پایان دادن به شر ممکن است؟

چه کسی دوست ندارد که تمام بدی‌ها را از بین ببرد و در جهانی سرشار از آرامش زندگی کند؟

اما «بدی» واقعاً چه چیزی است و چگونه می‌شود که آن را از بین برد؟ سادگورو با ارائه یک دیدگاه غیرمعمول نسبت به یک مشکل معمول، این موضوع را شفاف سازی می‌کند.

سادگورو: شر نه یک کیفیت است و نه یک عمل است، شر تنها یک پیامد از نادانی است. شر به شکل‌های بسیار زیادی مطرح شده است. شما حتماً این جمله را شنیده‌اید که می‌گوید: «آن‌ها نمی‌دانند که چه کار می‌کنند». جایی که در آن جا نادانی باشد، شر به طور طبیعی حضور خواهد داشت. چه به عنوان شر شناخته شود یا خیر.

شر نه یک کیفیت است و نه یک عمل است، شر تنها، پیامد نادانی است

ترسناک‌ترین اتفاقات بخاطر این رخ نمی‌دهند که فردی شرور باشد، بلکه ترسناک‌ترین اتفاقات زمانی رخ می‌دهند که فردی نادان باشد. اینکه روی کار وحشتناکی که انسان انجام می‌دهد عنوان شر بگذارند یا نه، تنها مسئله‌ی تعداد نفرات و قدرت است. این فقط به این بستگی دارد که چه تعدادی از افراد همراه با شما باشند. اگر شما بتوانید تمام مردم شهر را در یک عمل شر شریک کنید، این تبدیل به یک عمل درست می‌شود. امروزه ما نمی‌خواهیم کاری به کارهای درستی که مردم در گذشته انجام می‌دادند داشته باشیم. چون این کارها ترسناک‌ترین کارهایی بوده‌اند که آن‌ها می‌توانستند انجام دهند. شرترین فرد در جهان امروز، نمی‌تواند کارهایی که افراد خوب گذشته انجام می‌دادند را انجام دهند. و امروز هم اوضاع خیلی متفاوت نیست.
شر هرگز نمی‌رود. نمی‌تواند برود چون یک کیفیت و یک عمل نیست. این به طور ویژه‌ای عدم حضور دانایی است. اگر چیزی حاضر باشد، ما می‌توانیم آن را نابود کنیم. ولی چیزی که غایب است نمی‌تواند برود. شما نمی‌توانید تاریکی را از بین ببرید، بلکه شما باید نور را بیاورید. به طور مشابه، شما نمی‌توانید شر را از بین ببرید، بلکه باید دانایی و آگاهی را بیاورید. شر شکل خود را تغییر می‌دهد، جهت حرکت و سیمای آن تغییر می‌کند. اما خوشبختانه، نادانی فقط یک شکل دارد. پس کار کردن روی آن آسان است. برای برآمدن از پس نادانی ما باید هستی(وجود) را بشناسیم.
برای دانستن وجود، نخست ما باید ببینیم که ذهن و بدن شما محصولی از جهان و مردم آن است. ذات اصلی شما در تجربه‌ی شما نیست، چون این در سمت دیگر ذهن قرار دارد. به یک شکلی، ذهن شما مثل یک آینه است. ممکن است از شکل طبیعی خارج شده باشد ولی هنوز هم یک آینه است. شما می‌توانید جهان را ببینید، برای آن که جهان در ذهن شما منعکس می‌شود. ولی ذهن هیچوقت خود را منعکس نمی‌کند. من درباره خود فیزیکی و روانی شما صحبت نمی‌کنم. شما می‌توانید درباره افکار و احساسات‌تان بیندیشید، اما نمی‌توانید درباره خود بیندیشید. وجود شما قابل اندیشیدن نیست، تنها می‌شود که آن را تجربه کرد. ذهن، جهان اطراف شما را بازتاب می‌دهد، ولی هیچ تجربه‌ای از شما بعنوان یک “زندگی”، وجود ندارد.
پس اگر شما ذات این «آینه» را بدانید، شما ذات تمام تصاویری که این آینه می‌تواند نشان دهد را خواهید دانست. پس فقط نادانی وجود دارد، اینکه شما نمی‌دانید که این آینه چیست. اگر این یک چیز درست شود، شما لازم نیست که درباره تمام چیزهایی که در عالم هست آگاهی داشته باشید. اگر شما فقط بدانید که این (من) چه چیزی است، این پایان همۀ نادانی‌ها و شر خواهد بود.

دیدگاه خود را اینجا بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌بندی